تفاهم ...
چقدر شیرینه
به یاد آوردن خاطران مشترک کودکی ...
وقتی تو دستای زمخت پدر آب میخوردیم ...
وقتی یواشکی از قندون قند بر میداشتیم ...
یا وقتی سوار این اسبای سکه ای میشدیم ...
میبینی ؟ ... ماها زیادم با هم فرق نداریم !
+ نوشته شده در چهارم شهریور ۱۳۸۷ ساعت توسط ع.ملکان
|