|
عجیب است که این سالهای دوری ...
نه عطر تو را برده ... نه یاد تو را کمرنگ کرده است ...
سلام مادر بزرگ ... مهربانترین موجود هستی
هنوز گرمای دست نحیفت را در دستان بالغم
و لطافت گونه ی رنگ پریده ات را بر لبانم احساس میکنم ...
نمی دانم هنوز
بهار که میشود ...
پرستو ها بر دیوار خانه ات کاشانه میکنند یا نه ...
نمی دانم هنوز
مزارع سبز و سفید پنبه سر جایشان هستند یا نه ...
اما تو ، سالهاست که عوض شده ای ...
سالهاست که رفته ای ...
ولی نسیم مهرت از پشت همین قاب عکس هم بر ما می وزد ...... |